1- مجسمه­‌سازی به نام سفيد نوازنده ويولنی به نام سياه و نقاشی به نام قرمز، در کافه‌­ای با يکديگر ملاقات می­کنند. يکی از آن­ها می­گويد: «موی من سياه و موهای شما به ترتيب قرمز و سفيد است، اما هيچ­کدام از ما رنگ مويی متناسب با ناممان نداريم.»
سفيد حرف او را تاييد می­کند: «حق با شماست.»
به اين ترتيب بگوييد موی نقاش چه رنگی­ست؟

2- پدربزرگ، طرفدار پروپا قرص تخم­‌مرغ آب­‌پز است. در واقع، تخم­‌مرغ او بايد دقيقاً در 15 دقيقه، نه کمتر و نه بيشتر، آب­‌پز شود. يک روز او از شما می­خواهد تا صبحانه او را آماده کنيد و تنها زمان­سنج‌­های موجود در خانه، دو ساعت شيشه­‌ای شنی هستند. در ساعت شنی بزرگ­تر، 11 دقيقه طول می­کشد تا شن­های موجود از مخزن بالايی به مخزن پايينی تخليه شود و ساعت کوچک­تر اين کار را ظرف 7 دقيقه انجام می­دهد.
شما با استفاده از اين دو ساعت شنی، چگونه می­توانيد تخم­‌مرغ پدربزرگ را دقيقاً در 15 دقيقه بجوشانيد؟


3- فرض کنيد شما در جايي زندانی هستيد که دو در دارد و از هر در يک نگهبان محافظت میکند. يک نگهبان هميشه دروغ و ديگری هميشه راست می­گويد. اما نمی­دانيد کدام­يک، کدام ويژگی را دارد. شما می­توانيد سلول خود را از طريق يکی از اين دو در ترک کنيد. يک در به اعدام و مرگ شما، و ديگری به آزادی و نجات منتهی می­شود.

شما اجازه داريد فقط يک پرسش از يکی از دو نگهبان بپرسيد و نه از هر دو. در اين صورت چه می­کنيد؟


4- نيکولای مجبور است برای يک هفته در شهری اقامت کند. امکانات اين شهر به مراتب بهتر ولی گران­تر از شهر قبلی­‌ست. نيکولای يک زنجير نقره هفت حلقه­‌ای دارد و صاحب هتل موافقت می­کند هر روز يک حلقه از زنجير را به عنوان اجاره­‌بهای اتاق دريافت کند. او مصر است که اجاره­‌بهای هر روز، صبح همان روز پرداخت شود. اما هم­چنين برای آن­که حداقل صدمه به زنجير برسد (تا آخر هفته زنجير تکه تکه نشود) پيشنهاد می­کند که تنها يک برش در زنجير صورت گيرد.

به اين ترتيب نيکولای چگونه می­تواند بهای هفت روز اقامت را به صاحب هتل بپردازد؟


5- سعيد و آيدا قصد خريد بستنی دارند. اما سعيد برای خريد يک بستنی 24 تومان و آيدا 2 تومان کم دارند. آنان تصميم می­گيرند پول­هايشان را روی هم بريزند و فقط يک بستنی بخرند. وقتی پول­هايشان را روی هم می­ريزند، متوجه می­شوند که هنوز هم پول کافی برای خريد يک بستنی ندارند.

قيمت يک بستنی چه­‌قدر است؟


6- نرگس يک سطل 12 ليتری نوشيدنی دارد و مايل است آن را با سميرا قسمت کند. اما فقط يک بطری خالی 8 ليتری و يک بطری خالی 5 ليتری دارد.

چگونه می­توان نوشيدنی را به طور مساوی تقسيم کرد؟


7- چرا عمر يک قطره آب که روی ماهيتابه‌­ای بسيار داغ ريخته می­شود بسيار طولانی­ست؟


8- در انباری 1000 کيلوگرم توت تازه انبار شده‌­است. 99 درصد توت تازه آب است. آزمايش نشان داده­‌است که با گذشت چند روز، ميزان آب توت به دليل خشک شدن آن به 98 درصد میرسد.

در اين زمان وزن توت­ها چه­‌قدر است؟


9- یک روز دو ریاضی‌دان به نام های ایگور و پاول در خیابان با یکدیگر برخورد کردند.ایگور پرسید:<< حالت چطور است؟ حال پسرانت چه طور است؟تا آنجا که به یاد دارم شما سه پسر دارید این طور نیست؟ ولی من سن آنها را فراموش کرده‌ام>> پاول پاسخ داد: <<بله من سه پسر دارم. حاصل‌ضرب سن آنها 36 است.>> پاول پس از آن نگاهی به اطراف انداخت به خانه ای که درآن حوالی بود اشاره کرد و گفت: <<جمع سنین آنها با تعداد پنجره های این خانه برابر است.>> ایگور چند لحظه ای فکر کرد و گفت: <<ببین پاول من نمی توانم سن تک تک پسر هایت را حساب کنم.>> پاول جواب داد: << آه خیلی متاسفم. یادم رفت به تو بگویم که پسر بزرگم موهایی قرمز دارد.>>

اکنون ایگور می تواند سن این سه برادر را تعیین کند.ایا شما هم می توانید این کار را انجام دهید؟